لسان الملك سپهر

1234

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )

تهدم ما كان قبلها و انّ الحجّ يهدم ما كان قبله ندانسته‌اى اى عمرو ، اسلام محو گناهان پيش كند و هجرت از دار كفر به دار اسلام ما حى معاصى باشد « 1 » و حج خانه كعبه آلايش سابق را بشويد . و همچنان از پس عمرو ، عثمان بن طلحه نيز مسلمانى گرفت . سريّه غالب بن عبد اللّه ليثى به اراضى كديد و هم در اين سال رسول خداى فرمان كرد تا غالب بن عبد اللّه ليثى به اراضى كديد « 2 » تاختنى برد و جماعت بنى المليح را غارتى افكند . يكصد و سى ( 130 ) تن از ابطال رجال با او مأمور شد . جندب بن مكيث جهنى نيز با ايشان بود . بالجمله غالب از مدينه بيرون شده كوه و دشت در نوشت و شامگاهى كه آفتاب را افول افتاد ، به كديد رسيدند و در نشيبى از زمين كمين نهادند . از قضا سيّد بنى المليح ، حارث بن مالك را بىآگهى بر ايشان عبور افتاد . مسلمانان چستى كردند و او را گرفته به نزد غالب آوردند . حارث گفت : من مسلمانم . غالب فرمود : نيكو باشد . اكنون كه مسلمانى لختى هم ايدر « 3 » بباش و او را با خود بداشت ، چندان‌كه مواشى بنى المليح از مراتع بازشدند و هركس دوشيدنى خويش را بدوشيد و بيارميد و مردمان در خانه‌هاى خود بيارميدند . اين وقت غالب با مردم خود بر آن جماعت شبيخون انداخت و شتران ايشان را براند و حارث بن مالك را نيز برداشته راه مدينه پيش گرفت . مردم بنى المليح چون از چنين خطب بزرگ آگهى يافتند اعداد كار كرده و گروهى از مبارزان رجال از دنبال مسلمين بشتافتند و صبحگاه ايشان را ديدار كردند . وقتى برسيدند كه در ميان فريقين يك رودخانه ميانجى بود و مسلمانان با آن جماعت نيروى مقاتلت و مناطحت نداشتند ، ناگاه بىآنكه ابرى و سحابى ديدار شود ، در زمان سيلى بزرگ در رسيد و رودخانه را سرشار ساخت ، چنان كه يك تن از كفار نتوانستند آن آب را

--> ( 1 ) . گناهان را از بين مىبرد . ( 2 ) . كديد : موضعى است در 42 ميلى مكه . ( 3 ) . ايدر : اينجا